مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

237

ميراث حديث شيعه

امّا عدل در انفاق كه موجب غناست ، چنان است كه چون واجد ، نعمتي را كه خداى عزّ وجلّ ، بدو كرامت كرده ، قدر آن بشناسد وبه وقت ضرورت ومقدار كفايت بر خود وعيال واتباع ، صرف نمايد وصرف فاضل در مصارف رضاى منعم عظيم ومعطى كريم ، لازم ووقايت از استعانت بدان به مخالفت حق ، واجب داند وآن را غنيمت شمرد به جهت فراغت طاعت - چه به معاونت نعمت به حقوق وآداب خدمت قيام مىتواند « 1 » نمود وبه صرف آن در مصارف حسنه ، رضاى منعم ، حاصل مىتواند كرد « 2 » وبه وسيلهء آن به « 3 » مرتبهء قرب حضرت معطى مىتواند رسيد وبه دوام مشاهدهء جمال منعم محظوظ مىتواند شد ؛ چنانچه آيات وأحاديث دالّه برين معنى ، بسيار وارد است - پس به يقين شكر نعمت به جاى آورده بود ؛ چه اين نوع عمل ، علامت كمال شاكريّت بود وشكر ، خود مستلزم غناست در دنيا وعقبى ؛ چنانچه در آيهء كلام اللَّه « 4 » اين معنى مؤدّى است . نظم شكر كن شكر زانكه شكر نعم * موجب ازدياد « 5 » فضل وعطاست هرچه آمد ز دوست ، خوش آمد * ناشكورى مكن كه عين خطاست امّا تبذير كه آن را اسراف گويند ملزم سلب وفقدان نعمت باقي ومثمر ذلّ ومحنت اخروى چنان است كه انعام نعم عام حضرت ذىالجلال والاكرام كه « وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَباطِنَةً » « 6 » بر جملهء أنام براي آن است تا به فراغت در تحصيل سعادات وكسب كمالات ، كوشش نمايند واز دارالغرور با تحف عبادات وهديهء طاعات ، روى به مقام السّرور آورند « 7 » وبدين وسيله در سلك أصحاب يمين منسلك گردند . پس هر بنده‌اى كه قدر آن نشناسد وآن را فوزي عظيم نشمرد وعمر بر بطالت

--> ( 1 ) . ف : تواند . ( 2 ) . ف : - كرد . ( 3 ) . م : - به . ( 4 ) . ف : + / به . ( 5 ) . ف : + / و . ( 6 ) . سورهء لقمان ، آيهء 20 . ( 7 ) . ف : آوردند .